حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1981

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و بقول ديودور آشوب طلب بودند ، در كنار ماندند . عدّهء اشخاصيكه اينمبلغ را دارا بودند به 9 هزار ميرسيد . اينها را آن‌تىپاتر صاحبان شهر آتن ناميد و قرار شد ، كه اينها امور خودشان را موافق قانون سلن « 1 » اداره كنند . بعد او زمين‌هاى زياد در تراكيّه بآتنيها داد و تقريبا بيست و دو هزار نفر مهاجرت كرده در آنصفحه برقرار شدند و مقدونيها ساخلوى در آتن بسردارى مه‌نيلّوس « 2 » گذاردند ( 323 ق . م . ) . ديودور گويد ، كه رفتار آن‌تىپاتر با ساير يونانيها هم معتدل بود . راجع به سامس پرديكّاس قرار داد ، كه شهر و زمينها از آن اهالى باشد و آنهائيكه از جزيرهء مزبور 43 سال قبل تبعيد شده بودند ، باوطانشان برگردند ( كتاب 18 ، بند 18 ) . چون در باب سلن ذكرى شد مقتضى است بگوئيم ، كه او قانونگذار آتنى و يكى از هفت حكيم يونان بشمار ميرفت . مدّت زندگانى او را از 640 تا 558 ق . م نوشته‌اند . او روح ملّيّت آتنيها را تقويت و بار فقر را بر فقراء سبك‌تر كرد ، زيرا يك قانون اساسى به آتن داد ، كه بيشتر حكومت ملّى را تأييد ميكرد و بر اثر آن هم‌آهنگى بين سكنهء شهر ايجاد ميشد . بعدها اسم او را به معناى حكيم و قانونگذار استعمال ميكردند . روايت ژوستن نوشته‌هاى اين مورّخ موافق روايت ديودور است ، الّا اينكه گويد ، كه اينجنگ در زمان حيات اسكندر شروع شده بود . اسكندر خيال داشت خود بشخصه بيونان رفته آتنيها را تنبيه كند و با اين مقصود امر كرده بود ، هزار كشتى براى اين جنگ آماده سازند . تفاوت ديگر اين است ، كه اسكندر ميخواست از تبعيد شدگان آنهائيكه بر خلاف قانون و از نظر خصوصى تبعيد شده بودند ، باوطانشان برگردند . موافق روايت ژوستن به لئوستن در موقع محاصره تيرى از درون شهر اصابت كرد و از آن كشته شد و باز مورّخ مذكور گويد ، كه آن‌تىپاتر از كشته شدن لئونّاتوس شاد گرديد ، زيرا او را رقيب خود ميدانست ، با

--> ( 1 ) - Solon . ( 2 ) - Menillus .